صفحه اصلی تقویم تجسمی

درگذشت حسین بهزاد - به مناسب سالگرد فوت حسین بهزاد

مصطفی سهرابی از شاگردان بهزاد در خصوص درگذشت وی در جایی گفته بود: «استاد بهزاد چند سالی بود که گـاه از سوزش معده رنج می‌برد و تحت درمان پزشک قرار داشت و دارو نیز مصرف می‌کرد. ایشان اصلاً در منزل و در بیمارستان در آن زمان بستری نبود، تا اینکه در روز ۲۱ مهرماه وقتی آرام آرام درد و سوزش معده به سراغش آمد، به دکتر معالجش تلفن کرد و از او مسکّن مورفین خواست. دکتر نپذیرفت و به ایشان قول داد بعد از تعطیلی مطب برای ویزیت ایشان به منزل خواهد آمد؛ ولی استاد تحمل این سوز معده را تا آن ساعت در خود نمی‌دید. به دوست دیگری، که متخصص زیبایی بود، زنگ زد و از او درخواست دو مسکّن مورفین کرد و متأسفانه دکتر پذیرفت و به داروخانه‌ی نزدیک منزل بهزاد تلفن کرد و دستور تزریق مورفین‌ها را توصیه کرد. مسئول داروخانه جوانی را برای تزریق به منزل استاد فرستاد و بعد از تزریق یک مورفین، جوان توصیه کرد که همان یکی برای شما کافی است و به دومی احتیاج نیست؛ ولی از آنجا که تقدیر باید کار خودش را بکند، استاد به تزریق آمپول مسکّن دوم اصرار ورزید. پرویز، پسر استاد، تعریف می‌کرد، با تزریق دومین مسکّن و بعد از صرف عصرانه‌ای مختصر از نان و پنیر و چای، آرام‌آرام ایشان به خواب رفتند و زمانی نگذشت که در خواب عمیق فرو رفتند و چند ساعتی در این وضعیت بودند و چون به‌طرز معمول استاد همیشه خواب سبکی داشتند، پرویز نگران شده به آقای دکتر پزشک معالج ایشان تلفنی زده و قضیه را برای ایشان توضیح می‌دهد. دکتر ضمن اعتراض به زدن دو عدد مورفین؛ نهایتاً آخرین اشتباه را سبب می‌شود. به قول معروف: «چون قضا آید طبیب ابله شود» دکتر دستور تزریق پنیسیلین دادند و همان جوان، که مورفین‌ها را تزریق کرده بود، دوباره آمد اما این بار همین که پنیسیلین با بدن استاد برخورد می‌کند، شوک قوی و عجیبی دست می‌دهد و سر استاد، که در دامن پرویز قرار داشت، تکان شدیدی خورده و دار فانی را وداع گفتند».