فارسی English

.

TANDIS ART BIWEEKLY

آرشیو صفحه اول

کتابسرا

 


 

اخبار نگارخانه ها

 


 

 

یادبود هنرمند مردمی

[22 تیر 1388]


در اولين سالروز درگذشت يكي از آخرين بازماندگان نقاشان قهوه‌خانه‌اي، هنرمندان و خانواده او ياد «احمد خليلي» را گرامي داشتند.

در اين مراسم يادبود كه در تالار ناصري خانه هنرمندان برپا شده بود، «منصور وفايي»، يكي از نقاشان قهوه‌خانه‌اي و از دوستان زنده‌ياد «احمد خليلي» با ارزيابي تاريخ و جايگاه نقاشي قهوه‌خانه‌اي، بيان كرد: نقاشي قهوه‌خانه‌اي زماني به وجود آمد كه نقالان در قهوه‌خانه‌ها داستان‌هايي را مي‌گفتند و نقاشاني اين داستان‌ها را بر روي ديوار به تصوير مي‌كشيدند.

به گفته‌ي وفايي نقاشي قهوه‌خانه‌اي با وجود رونقي كه در دوره‌ي صفويه به بعد پيدا كرد، اما در عصر حاضر مورد توجه قرار نمي‌گيرد و در دانشگاه‌ها آموزش داده نمي‌شود، در حالي كه اين هنر اصيل برخواسته از فرهنگ و تاريخ ايران‌زمين است و اگر كوتاهي در زمينه‌ي آن صورت گيرد، جاي خودش را به سبك‌هاي مدرن خارجي مي‌دهد.

او در ادامه با اشاره به جايگاه ويژه‌ي «احمد خليلي» در نقاشي قهوه‌خانه‌اي تصريح كرد: او مهربان، انسان‌دوست و موقر بود به همين دليل اسمش در ميان بزرگان فرهنگ و هنر ايران ثبت شده است. زيرا مانند تمام هنردوستان عاشق هنرش بود و همين طور در منزل و زندگي‌اش نيز فردي خوش‌نام محسوب مي‌شد، به همين دليل هم امروز تابلوهاي او در موزه‌ها و نگارخانه‌ها جايگاه ويژه‌اي دارد.

سخنران بعدی مراسم محمد حسن حامدي مدير مسوول دو هفته نامه «تنديس» بود که با اشاره به جايگاه احمد خليلي در هنر امروز خاطر نشان کرد: خليلي يكي از بهترين‌هاي روزگار ما در انسانيت و معرفت بود و با وجود اين‌كه گفته مي‌شود نقاشان قهوه‌خانه‌اي هنرمنداني مردمي و بيگانه با تحصيلات دانشگاهي هستند، اما بايد اعتراف كنم كه «احمد خليلي» در اين زمره نيست و سرتاسر اتاق كارش مملو از كتاب‌هايي است كه من هميشه حسرت خواندن آنها را داشته‌ام.

او اضافه كرد: شنيده‌ام خاطرات روزانه‌اش را به مدت 20 سال نوشت و من مي‌دانم كه نثر سالم، شيرين و دلنشيني داشت به همين دليل هم اميدوارم خانواده‌ي ايشان شرايط انتشار بخش مربوط به نقاشي قهوه‌خانه‌اي را پيدا كنند.

او به نقل از زنده‌ياد خليلي گفت: ايشان مدتي در مغازه مرشد محمد كار نقاشي مي‌كرد و بعد از اين‌كه مهارت نسبي پيدا كرد مرشد تابلوهاي او را مي‌خريد و به قول خودش به مشتري‌هاي خاص مي‌فروخت تا اين‌كه خليلي احساس كرد در جايگاه ويژه‌اي قرار دارد و خودش مي‌تواند اين تابلوها را بدون واسطه به فروش برساند، اما وقتي اين مطلب را به مرشد محمد گفت، ايشان خليلي را به انبار مغازه برد و تك‌تك تابلوها را كه در آن سال‌ها تلنبار كرده بود به او نشان داد و اينجا بود كه خليلي به گفته خودش غرور را كنار گذاشت و انسانيت را پيشه كرد.

حامدي تصريح كرد: خليلي يك پديده منحصر به فرد در مجموعه هنرهاي تجسمي محسوب مي‌شد و انسانيت و منش بزرگ او چيز عجيبي بود كه در اين حوزه كمتر مي‌توان نمونه‌ آن را پيدا كرد.

او در پايان گفت: احمد خليلي در تمام دوران حيات‌اش هيچ خاطري را آزرده نمي‌خواست و در كارش بي‌نهايت بادقت بود كه اين نكته از منش والا و انساني او سرچشمه مي‌گيرد.

 

 

 

Copyright © 2009 - Tandis Biweekly Magazine of Visual Arts